دو ماهی هست که فصل دوم سریال فوق العاده WALKING DEAD شاهکار دیگری از فرانک دارابونت رو دیدم و به شدت تحت تاثیر این سریال قرار گرفتم و چند باری خواب های مرتبط با این سریال رو دیدم. از جمله دیشب که خواب دیدم که تهران شهری زامبی زده شده...و داریم از مکانی به مکان امن تر میریم. توی گروه ما یک نفر هست که مریض شده و تب داره و نمیتونه همپای بقیه بیاد. اون یک نفر رایان گیگز (هافبک ولزی منچستر یونایتد) بود که البته بعدش تبدیل به برادرم شد!!یه جای کار یک زامبی سر راه رایان/اخوی بود و من مترسیدم گیرش بندازه...من اومدم اون طرف خیابون و به موازات زامبی و واسه آقا زامبی شکلک در آوردم تا توجهش به من جلب بشه...که اتفاقاً شد ولی تندتر از سرعت نرمال زامبیها به سمت من حمله کرد!! و من یه چند ده متری دویدم و فرار کردم و بعدش پا صدای زنگ موبایل در ساعت 6:54 دقیقه از خواب پردیم. نشسته بودم توی تخت و خنده ام گرفته بود از این خواب اجق وجق..اینها رو نوشتم که بگم بی صبرانه منتظر فصل سوم که هم اکنون در حال پخش هست، هستم!
سهشنبه، آبان ۱۶، ۱۳۹۱
پنجشنبه، خرداد ۱۲، ۱۳۹۰
عمر ابن الخطاب رو سفید شد!
یک عمری نوحه خواندند و خواندیم و شنیدیم که عمر ابن خطاب حضرت زهرا را بین در و دیوار کوبیده و پهلوی ایشان را شکسته و بعد هم شبانه و در مظلومیت دفن شده اند. امروز هاله سحابی در مراسم تدفین پدرش با اصابت ضربه به پهلو و ...به قتل رساندید و شبانه هم دفن کردید. عمر را رو سفید کردید شما. یزید را هم که قبلاً در عاشورای 88 رو سفید کرده بودید. احسنت!
پنجشنبه، خرداد ۰۵، ۱۳۹۰
عجالتاً همین 800 گرم تقدیم تو باد!
رفتم روی ترازوی دیجیتال 69.4 کیلوگرم. بعدش گلاب به روتون رفتم مستراح (توالت، دست به آب - حالا هر چی!) یه ده دقیقه ای اون تو بودم و مشغول مطالعه روزنامه هم بودم. اومدم بیرون. فکرم مشغول خبر کمک 720 میلیارد تومنی دولت نهم، اونهم بدون هیچ منبع مشخص بودجه ای در آستانه انتخابات ریاست جمهوری دو سال پیش به 9 میلیون نفر بود! بابا این ها اگر مصداق بارز تقلب و استفاده از امکانات دولتی نیست پس چیه؟ تازه بعد از دو سال یک سری نماینده مجلس تحقیق و تفحص راه انداختند. توی همین احوالات دوباره رفتم روی ترازو 68.6 کیلوگرم. به فکرم رسید عجالتاً همین 800 گرم ناقابل رو تقدیم ا.ن. و سایر دست اندرکاران بکنم...تا بعد.
جمعه، اردیبهشت ۳۰، ۱۳۹۰
سقوط تیم پاچه خاران خ.ر.




امروز آخرین روز برتر بود و در آخرین دقایق همراه شد با سقوط تیم پاس همدان - تیم پاچه خواران رهبری (به تصاویر نگاه کنید) به دسته پایین تر. و این آرزوی دو ساله من بود. البته بیشتر این پاچه خواریهای متنوع در زمان مدیریت تیمسار ملاحی بود که به هر حال سقوط این تیم موجی از شعف شادی بین بیشتر فوتبال دوستان مردمی ایجاد کرد.
1- اعتراف می کنم از سقوط پاس همدان همانقدر خوشحال شدم که از نایب قهرمانی تیم محبوبم..استقلال.
2- خوشحالم که میخ تابوت سقوط را استقلاایها کوبیدند.
3- تیمی که سقوط کرد سابقه قهرمانی آسیا در سال 71 ، 3 بار قهرمانی لیگ ایران در بعد از انقلاب سالهای 70، 71 ، 84 و دوبار قهرمانی در لیگ تخت جمشید داشت. برای اولین بار در تاریخش سقوط کرد. تیمی با قدمت بیش از چهل سال که با حاتم بخشی تیمسار احمدی مقدم از تهران به همدان رفت. شاید برای نیروی انتظامی تیمداری صرف نمی کرد و اتکا به درآمدهای دیگری مثل شرکت ناجی سازان امین با سرمایه گذاری 15 برابر وزارت مسکن و شهرسازی در صنعت ساختمان بهتر بود!!
4- تیمی که به اتکا به سرداران سپاه از انتقال بازیکنانش به تیم استقلال جلوگیری کرد. (بازداشت آرش برهانی به بهانه های منکراتی و آزادی او با وساطت سردار آجر لو به شرط تمدید قرارداد با پاس) و تیمی که حنیف عمران زاده را باز به بهانه منکراتی و به جرم قراداد با استقلال منشوری و یک نیم فصل محروم کرد. اتهامی که حنیف از آن مبرا شد ولی دستش برای شکایت به جایی نرسید.-
5- تیمی که شاید برای اولین بار و بر خلاف قوانین مصرح فیفا شعار مرگ بر کشوری دیگر را بر روی پیراهن درج کرد.-
6-تیمی که حداقل در سه بازی نیم فصل دوم با پنالتیهای مشکوک دقیقه 85 به بعد نتایج را عوض کرد بالاخره سقوط کرد..(امیدوارم با مدارک جعلی دنیال سقوط دیگر تیمها نیفتند)
هر چه بود سقوط کرد و ما خوشحالیم...ملاحیها و آجرلوها و اولیاییها..شما کماکان بخارانید که در جهان صنعتگرید!!
پ.ن. من عذر خواهی می کنم از مردم مهمان نواز همدان اگر از این نوشته ناراحت می شوند ..هر چه بود این تیم آنها هم نبود.
1- اعتراف می کنم از سقوط پاس همدان همانقدر خوشحال شدم که از نایب قهرمانی تیم محبوبم..استقلال.
2- خوشحالم که میخ تابوت سقوط را استقلاایها کوبیدند.
3- تیمی که سقوط کرد سابقه قهرمانی آسیا در سال 71 ، 3 بار قهرمانی لیگ ایران در بعد از انقلاب سالهای 70، 71 ، 84 و دوبار قهرمانی در لیگ تخت جمشید داشت. برای اولین بار در تاریخش سقوط کرد. تیمی با قدمت بیش از چهل سال که با حاتم بخشی تیمسار احمدی مقدم از تهران به همدان رفت. شاید برای نیروی انتظامی تیمداری صرف نمی کرد و اتکا به درآمدهای دیگری مثل شرکت ناجی سازان امین با سرمایه گذاری 15 برابر وزارت مسکن و شهرسازی در صنعت ساختمان بهتر بود!!
4- تیمی که به اتکا به سرداران سپاه از انتقال بازیکنانش به تیم استقلال جلوگیری کرد. (بازداشت آرش برهانی به بهانه های منکراتی و آزادی او با وساطت سردار آجر لو به شرط تمدید قرارداد با پاس) و تیمی که حنیف عمران زاده را باز به بهانه منکراتی و به جرم قراداد با استقلال منشوری و یک نیم فصل محروم کرد. اتهامی که حنیف از آن مبرا شد ولی دستش برای شکایت به جایی نرسید.-
5- تیمی که شاید برای اولین بار و بر خلاف قوانین مصرح فیفا شعار مرگ بر کشوری دیگر را بر روی پیراهن درج کرد.-
6-تیمی که حداقل در سه بازی نیم فصل دوم با پنالتیهای مشکوک دقیقه 85 به بعد نتایج را عوض کرد بالاخره سقوط کرد..(امیدوارم با مدارک جعلی دنیال سقوط دیگر تیمها نیفتند)
هر چه بود سقوط کرد و ما خوشحالیم...ملاحیها و آجرلوها و اولیاییها..شما کماکان بخارانید که در جهان صنعتگرید!!
پ.ن. من عذر خواهی می کنم از مردم مهمان نواز همدان اگر از این نوشته ناراحت می شوند ..هر چه بود این تیم آنها هم نبود.
یکشنبه، دی ۰۵، ۱۳۸۹
پدر و دو قلوها - تکان دهنده ترین عکس زلزله بم

هفت سال از زلزله بم گذشت. زلزله ای که شدت آن به هفت ریشتر هم نرسید ولی به علت زمان زلزله و حرکات عمودی، توام با تخریب و تلفاتی باور نکردنی بود. تصویر یک عکس از این زلزله همیشه با من هست. و الان که عکس رو نگاه میکنم شاید به خاطر اینکه من هم پدر شده ام ، تصویر برایم درد آور تر است.
عکس برنده جوایز معتبر بین المللی شده و پدری است که جنازه دو فرزند دوقلوی خود را بردوش دارد و دقایقی بعد با دستان خودش به خاک می سپارد به همین صورت ، بدون کفن و....
عطالله طاهر کناره عکاس این عکس در آن زمان می گوید:"ورود ما دقيقاً در زمان بهت زدگي مردم حادثه ديده بم اتفاق افتاد و وقتي خواستم از يك سوژه عكاسي كنم، مردم زلزله زده تنها با حيرت به مرده ها و خرابه ها نگاه مي كردند، ولي با صداي شاتر دوربين عكاسي يك باره زدند زير گريه. نمي دانيد در آن لحظات سخت انساني، چه حالي داشتيم، وقتي با پدر دوقلوهاي زلزله زده در بخش بروات (بورا) مواجه شدم، ديگر تحمل ام را از دست دادم و زدم زير گريه. اما با اين حال نگذاشتم سوژه از دستم خارج شود. امروزه اگر ۳۴ كشور خارجي به كمك زلزله زدگان ايراني آمده اند بي تأثير از عكس عكاسان و تصاوير شبكه هاي تلويزيوني داخل نبوده است. با گذشت چند روز از فاجعه زلزله بم، هم اينك احساس خوشايندي دارم، چرا كه توانسته ام دين خود را نسبت به هموطنان ايراني ادا كنم.»
عکس برنده جوایز معتبر بین المللی شده و پدری است که جنازه دو فرزند دوقلوی خود را بردوش دارد و دقایقی بعد با دستان خودش به خاک می سپارد به همین صورت ، بدون کفن و....
عطالله طاهر کناره عکاس این عکس در آن زمان می گوید:"ورود ما دقيقاً در زمان بهت زدگي مردم حادثه ديده بم اتفاق افتاد و وقتي خواستم از يك سوژه عكاسي كنم، مردم زلزله زده تنها با حيرت به مرده ها و خرابه ها نگاه مي كردند، ولي با صداي شاتر دوربين عكاسي يك باره زدند زير گريه. نمي دانيد در آن لحظات سخت انساني، چه حالي داشتيم، وقتي با پدر دوقلوهاي زلزله زده در بخش بروات (بورا) مواجه شدم، ديگر تحمل ام را از دست دادم و زدم زير گريه. اما با اين حال نگذاشتم سوژه از دستم خارج شود. امروزه اگر ۳۴ كشور خارجي به كمك زلزله زدگان ايراني آمده اند بي تأثير از عكس عكاسان و تصاوير شبكه هاي تلويزيوني داخل نبوده است. با گذشت چند روز از فاجعه زلزله بم، هم اينك احساس خوشايندي دارم، چرا كه توانسته ام دين خود را نسبت به هموطنان ايراني ادا كنم.»
یکشنبه، آذر ۲۸، ۱۳۸۹
در شدن يارانه ها!
كانال رو عوض كرديم ريخت يارو رو نبينيم، اومديم سمت خونه ديديم صف پمپ بنزين چندين كيلومتري شده!! كفمون بريد،حدس زديم خبريه..يحتمل يارانه ها رو در كردند!! اومديم خونه فهميديم در شده!! ملت هم عجالتاً رفتن بنزنين بزنند قبل از ساعت 12 شب!! حالا قيمت جديد چنده هيچكي نميدونه!! منتظر اطلاعيه شماره 2 ستاد در كردن بايد باشند! راستي خوشحالم نفري 4 تومن پول نون ميگيريم..ايول...
پ.ن. 1. قيمت جديد بنزين اعلام شد...نا قابل 700 تومان
پ.ن.2 . همين الان متوجه شدم...كه اينجا هم فيلتر شد...افتخاريه كه نصيب هر كسي نميشه...
پ.ن. 1. قيمت جديد بنزين اعلام شد...نا قابل 700 تومان
پ.ن.2 . همين الان متوجه شدم...كه اينجا هم فيلتر شد...افتخاريه كه نصيب هر كسي نميشه...
چهارشنبه، مرداد ۱۳، ۱۳۸۹
ده نمکی و رفقا اعضای هیات امنای دانشگاه هنر!

یا للعجب...مسعود ده نمکی!!! و حجه الاسلام پناهیان!! ، مهدی چمران! ..خسرو دانشجو! اعضای جدید هیات امنای دانشگاه هنر!!!! بیچاره دانشجویان دانشگاه هنر.
به خبر توجه کنید:
"با حكم وزير علوم، تحقيقات و فناوري، اعضاي 7 نفره هيات امناي جديد دانشگاه هنر منصوب شدند.
به گزارش فارس كامران دانشجو طي حكمي دكتر عباسعلي ايزدي(رئيس داشنگاه هنر)، مهندس مهديچمران (رئيس شواري شهر تهران)، مهندس عزتالله ضرغامي (رئيس سازمان صدا و سيماي ايران)، حجتالاسلام عليرضا پناهيان (مسئول اتاق فكر نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاهها)، دكتر محمد روشن (رئيس دانشگاه سوره)، خسرو دانشجو (سخنگوي شورايشهر تهران) و مسعود دهنمكي (نويسنده و كارگردان سينما) به عنوان اعضاي جديد هيئت امناي دانشگاه هنر انتخاب شدند.
براساس اين گزارش، مسعود دهنمكي ضمن تأييد اين خبرگفت: چندي قبل نخستين جلسه هيئت امناي جديد تشكيل شد و پيرو آن اعضا با تهيه نامهاي خطاب به وزير علوم خواستار تغيير در متون آموزشي دانشجويان شدند.
وي افزود: اميدوارم تركيب جديد هيئت امناي دانشگاه هنر با تغييراتي كه مدنظر دارند باعث ارتقاي سطح آموزش آكادميك و مهارتهاي فني دانشجويان دانشگاه هنر شوند."
ظاهراً دو تا از دروسی که مسعود ده نمکی در اولویت تصویب برای دانشجویان گذاشته است اینهاست:
1- نحوه بکارگیری و استفاده بهینه از چماق، زنجیز، گاز اشک آور و قمه ..مقدماتی و پیشرفته
2- فیلمسازی به روش آبدوخیاری و استفاده بهینه از یارانه ها و کمکهای ملیاردی و فروش میلیاردی تر فیلم.
به خبر توجه کنید:
"با حكم وزير علوم، تحقيقات و فناوري، اعضاي 7 نفره هيات امناي جديد دانشگاه هنر منصوب شدند.
به گزارش فارس كامران دانشجو طي حكمي دكتر عباسعلي ايزدي(رئيس داشنگاه هنر)، مهندس مهديچمران (رئيس شواري شهر تهران)، مهندس عزتالله ضرغامي (رئيس سازمان صدا و سيماي ايران)، حجتالاسلام عليرضا پناهيان (مسئول اتاق فكر نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاهها)، دكتر محمد روشن (رئيس دانشگاه سوره)، خسرو دانشجو (سخنگوي شورايشهر تهران) و مسعود دهنمكي (نويسنده و كارگردان سينما) به عنوان اعضاي جديد هيئت امناي دانشگاه هنر انتخاب شدند.
براساس اين گزارش، مسعود دهنمكي ضمن تأييد اين خبرگفت: چندي قبل نخستين جلسه هيئت امناي جديد تشكيل شد و پيرو آن اعضا با تهيه نامهاي خطاب به وزير علوم خواستار تغيير در متون آموزشي دانشجويان شدند.
وي افزود: اميدوارم تركيب جديد هيئت امناي دانشگاه هنر با تغييراتي كه مدنظر دارند باعث ارتقاي سطح آموزش آكادميك و مهارتهاي فني دانشجويان دانشگاه هنر شوند."
ظاهراً دو تا از دروسی که مسعود ده نمکی در اولویت تصویب برای دانشجویان گذاشته است اینهاست:
1- نحوه بکارگیری و استفاده بهینه از چماق، زنجیز، گاز اشک آور و قمه ..مقدماتی و پیشرفته
2- فیلمسازی به روش آبدوخیاری و استفاده بهینه از یارانه ها و کمکهای ملیاردی و فروش میلیاردی تر فیلم.
پنجشنبه، مرداد ۰۷، ۱۳۸۹
فتوای جدید در باب اعدامهای 67 و آزادی و مبارزه!
الیوم و این حواشی سالگرد اعدامهای سال 67 می باشد ، من الآن تا حلول ماه مبارک رمضان، همه بانیان و مقصران را ول کردن و چسبیدن یقه میرحسین الموسوی جزو الویتهای اینکه اعلام کنید بنده هم مبارز هستم می باشد. باشد که رستگار شوید!!! امضا نیک کوثر آهنگیان و سایر مبارزین از راه دور لنگش کن فی الطریق آزادی.
یکشنبه، تیر ۱۳، ۱۳۸۹
GO GERMANY...GO

اعتراف میکنم که امسال خیلی تو مود جام جهانی نبودم...مثل همیشه آلمانی ولی بعد از مصدومیت بالاک به این تیم خیلی امیدوار نبودم...اعتارف میکنم از همان بازی اول 4-0 جلوی استرالیا فهمیدم که نه...آلمان جدید ...جوان...قدرتمند متولد شده ولی اعتراف میکنم که فکر نمی کردم سریال چهارتایی را جلوی انگلیس و آرژانتین هم تکرار کند...اعتراف میکنم که در حال کیف کردنم فراوان...تا همین جا بازیهای آلمان شدیداً چسبیده است..حتی اگر چهارم شود...ولی...پیش بسوی چهارمین قهرمانی جهان با نسل جوانانی چون...شواین اشتایگر..اوزیل ...مولر ....خدیرا..... پودولسکی و حتی تونی کروس نیمکت نشین...و البته پیش بسوی انتقام یورو 2008 از اسپانیا
پ.ن. بعد از آلمان هلندی هستم..از حذف برزیل جلوی هلند لذتی فطیر بردیم.
پ.ن. بعد از آلمان هلندی هستم..از حذف برزیل جلوی هلند لذتی فطیر بردیم.
دوشنبه، خرداد ۰۳، ۱۳۸۹
خاطره یکی از کارمندان وزارت کشور!
یادش به خیر...پارسال همین موقع ها شروع کردیم به نوشتن برگه های رای!!!
یکشنبه، اردیبهشت ۱۹، ۱۳۸۹
آهای فرهاد مجیدی
جمعه، اسفند ۰۷، ۱۳۸۸
چهارشنبه، اسفند ۰۵، ۱۳۸۸
فقط مهندس ها هستند که درست می کنند! روز مهندس مبارک باد
آشپزها سیر می کنند، آرایشگرها قشنگ می کنند، سوپورها تمیز می کنند، دکترها خوب میکنند و...فقط مهندسها هستند که درست می کنند!
روز مهندس مبارک باد.
روز مهندس مبارک باد.
سهشنبه، اسفند ۰۴، ۱۳۸۸
چگونه فیلم جنایت کوی دانشگاه تحت الشعاع خبر دستگیری ریگی قرار می گیرد!
|
See more news stories that match my keyword
چهارشنبه، بهمن ۲۱، ۱۳۸۸
ارسال اس ام اس از سوی ستاد خبری وزارت اطلاعات!
دیشب اس ام اس اومد برای همسر گرامی : " 22 بهمن روز نابودی فتنه فتنه گران است. ستاد خبری وزارت اطلاعات" که از شماره 6000113 ارسال شده بود. موبایل منهم برای دومین بار در چند روز اخیر failed simcard میداد. صبح که درست شد عین همین مسیج برای من هم اومد...از همکاران سوال کردم برای اونها همچین چیزی نیومده...دو حالت داره یا به صورت رندم دارند تهدید می کنند و مسیج میدن...یا شماره موبایل ما ثبت شده توسط دستگاههای برادران وزارتخانه یا مثلا رد یابی توسط آنتهای موبایل محل تظاهرات قبلی!
شنبه، آذر ۲۸، ۱۳۸۸
تیم فوتبال پاس همدان باید محروم شود

تیمسار ملاحی برای پاچه خواری روی پیراهن پاس همدان در بازی پرسپولیس که پخش مستقیم داشت...شعار "سبز فقط سبز علی ، رهبر فقط سید علی " رو درج کرد. این خلاف قانون فیفاست و تیم پاس باید محروم بشه..ببینیم فردوسی پور و نصیر زاده و اینها جرات دارند این موضوع رو مطرح کنند. نمایش هر گونه شعار سیاسی برای بازیکنان ممنوعه ..حتی فردریک کانوته بازیکن تیم فوتبال سویا اسپانیا رو بخاطر درج شعر به نفع مردم غزه و نمایشش بعد از گل سه جلسه محروم کردند. اونهایی که می توانند به فیفا خبر بدن..تا این پاچه خوارها حالشون گرفته بشه!(ببخشید که عکس از فالس نیوزه
سهشنبه، آذر ۱۷، ۱۳۸۸
ظهر هفدهم آذر - فرهنگستان هنر - احتمال حمله به میرحسین
الان ساعت 12:55 بعد از ظهره و من از میدون فلسطین و از جلوی فرهنگستان هنر اومدم. توی میدون فلسطین حدود 2000 نیروی انتطامی با تجهیزات ضد شورش ایستاده اند . سر خیابان صبا مجاور فرهنگستان هنر و سینما فلسطین یه چند تا لباس شخصی پایین خیابون رو نگاه می کنند و راپورت می دن به یک عده دیگه اونور خط...کنجکاو شدم رفتم روبروی در اصلی فرهنگستان هنر (محل کار میرحسین موسوی)..حدوداً 200 نفر لباس شخصی و بسیجی پیاده یا روی موتور منتظر نشستند. حتی عکاس با دوربین حرفه ای خبرنگاری با تیپ خبرنگار خبرگزاری فارس هم اونجا بود. مردم با تعجب نگاه می کنند و آروم رد می شوند. نمیدونم چه سناریویی در جریانه ...نیروی انتظامی با فاصله توی خیابون فلسطینه و ظاهراً پشتیبانی قضیه رو بر عهده داره...روی پیراهنشون هم نوشته یگان فاتب...امیدوارم میرحسین توی دفترش نباشه..شاید سناریوی بازداشت باشه هر چند به نظر نمیرسه جرات کنند. خیلی مظلومانه بود فضا...نمیدونم باید شلوغش کرد و ملت برند اونجا یا نه...فعلاً گیجم.
پ.ن. دیروز توی این خیابون صبا (براردارن مظفر) ضلع شمالیش...یک پادگان نیرو و ماشین ضد شورش بود و اجازه پارک ماشینها رو به ماها ندادند...چند تا وانت محصور هم بود که ملت رو که بازداشت می کردند...سرپرست دستگیرکنندگان هم یک پسر جوون با تیپ کاملاً امروز گردنبند و ...بود...جرات نکردم از پنجره شرکت فیلم بگیرم .دیروز توی خیابون لباس شخصی نفوذی و آدم فروش زیاد دیدیم...که نزدیک بود خودمون توسط یکیشون به فکس فنا بریم که پیچوندیم و فرار کردیم...دیروز صحنه های عجیبی دیدم...از باتومهای برقی و شوکرها و کلاهای ماسکی بسیجی ها و قلع و قمح مردم در پیاده رو صدای زنبور میدادند شوکرها!...تا درگیری شدید نیروی انتظامی با همینها که حسابی همدیگه رو زدند ...بگذریم.
پ.ن. دیروز توی این خیابون صبا (براردارن مظفر) ضلع شمالیش...یک پادگان نیرو و ماشین ضد شورش بود و اجازه پارک ماشینها رو به ماها ندادند...چند تا وانت محصور هم بود که ملت رو که بازداشت می کردند...سرپرست دستگیرکنندگان هم یک پسر جوون با تیپ کاملاً امروز گردنبند و ...بود...جرات نکردم از پنجره شرکت فیلم بگیرم .دیروز توی خیابون لباس شخصی نفوذی و آدم فروش زیاد دیدیم...که نزدیک بود خودمون توسط یکیشون به فکس فنا بریم که پیچوندیم و فرار کردیم...دیروز صحنه های عجیبی دیدم...از باتومهای برقی و شوکرها و کلاهای ماسکی بسیجی ها و قلع و قمح مردم در پیاده رو صدای زنبور میدادند شوکرها!...تا درگیری شدید نیروی انتظامی با همینها که حسابی همدیگه رو زدند ...بگذریم.
پنجشنبه، مرداد ۱۵، ۱۳۸۸
آقا مهدی ، اگر هستی ...تولدت مبارک

آقای مهدی جان، فردا روز تولدته...از بچگی به ما گفتند که تو فعلاً غایبی و روزی خواهی آمد...از بچگی به ما گفتند که آن روز دنیا را که پر از ظلم و جور شده پر از عدل و داد خواهی کرد...از بچگی هر وقت خانه پدربزگم می رفتیم و آن شمشمیر روی دیوار را میدیدم و پدربزرگ با افتخار میگفت این شمشیر برای اینه که اگر روزی امام زمان ظهور کرد در التزام رکاب او بجنگم...گفتم پدربزرگ..یادم اومد او که همیشه خودش رو نوکر شما و پدران شما می دانست 7-8 ماهه که از بین ما رفته و در جوار امام هشتم دفنه...نمیدونم اگر این روزها رو میدید شاید دق می کرد...پسرش رو سال 57 جلوی دانشگاه برای این انقلاب از دست داده بود..و خیلی براش زور داشت احتمالاً که اینهمه حق خوری و ظلم و جور رو ببینه...خیلی براش زور داشت که از ما بشنوه که وقتی ریختند سر ساختمون و داشتند می بردمون و ما به هزار مکافات داشتیم راضی شون می کردیم ..میخواستند دختر همون پسر شهیدش رو ببرند و ما برای اینکه ثابت کنیم برادرزاده مادرمه و فامیله و از تو خیابون از دست باتوم به دستها فرار نکرده بیاد تو خونه ما..کارت بنیاد شهیدش رو نشون دادیم و اون کثافت چماقدار گفت از این شهید قلابیها زیاد داریم...خیلی زور داشت براش به پسرش بگن شهید قلابی ..نه؟ خیلی زور داشت وقتی برادرم به خاطر این جمله زد تخت سینه چماق بدست ..تهدیدش کردند که از چاله آسانسور میندازنش پایین!! از بحث منحرف نشیم آقا مهدی...میگن روزی خواهی آمد...پس کی؟ مدعیانی هستند که ادعا می کنند همه این کارها را برای ظهور تو میکنند...و ادعای نوکری تو را دارند...کدام کارها...خودت بهتر میدونی و میبینی...به اسم تو تیر مغز ملت میزنند...با نام ملت رو از طبقه چندم خوابگاه می اندازن پایین...تو زندانشهاشون به ملت تجاوز می کنند...دندانها و فکشون رو می شکونند...مجبورشون میکنند کاسه توالت رو لیس بزنند...بلایی سرشون می آرند که به هر چیزی حاضرند اعتراف کنند که دمی بیاسایند...همه اینها رو به اسم تو انجام می دهند توی هر سخنرانیشون از دهان کثیفشون برای شما طلب عافیت و نصر می کنند...آقا مهدی بی تعارف بگم...کم کم به وجودت داریم شک میکنیم...
توی دنیا مگه کیا هستند که می گن تو یه روزی میای مگه غیر از شیعیان ایران و یه چند تا کشور شیعه دیگه کسی هست که منتظر تو و فقط تو باشه؟ خب اینجا که کشور اصلی شیعیانه پر از ظلم و جور شده نمیبینی؟ هنوز زوده؟ از این بدتر هم هست میگه...واقعاً بعضی وقتها فکر میکنم...دیگه نمیتونیم شاد باشیم...غم و افسردگی همه مون رو گرفته...اینهمه فیلم از جنایتهای اینها دیدیم...اینهمه مطلب خوندیم و تکان خوردیم..اینهمه ظلم رو خودمون با چشم خودمون دیدیم...به صغیر و کبیر و خودی و غیر خودی ، به هیچکس رحم نمی کنند...بابا مگه ما چی می خواستیم...رای ما رو دزیدند با فتواهای شرعی ..ما اعتراض کردیم ...لت و پارمون کردند ...مهدی ، آقا مهدی همه این جنایتها را به اسم تو کردند...همه این تقلبها و دروغها را د راه دین تو انجام دادند و می دهند . یادمه وقتی توی مدرسه مذهبی م درس میخوندم...معلممون میگفت اگر کسی از شما همین الان بزرگترین آرزوش ظهور امام زمان نیست، شیعه نیست!! من احساس عذاب وجدان می کردم..چون هر کار میکردم خوب خداییش بزرگترین آرزوی زندگیم ظهور شما نبود..(با عرض شرمندگی) حالا از فارغ التحصیلان همون مدرسه هم بازداشت کردند و کتک زدن و حتی یکیشون رو که توی این دادگاه کذایی هم آورده بودنش. آره همون مدرسه که هشتاد نفر دانش آموزش و فارغ التحصیل شهید داده در جریان جنگ و انقلاب...معلم همون مدرسه که همه اش از انقلاب و جمهوری اسلامی و خوبیهاش برامون میگفت...وقتی زیر شعار مرگ بر {...} و گاز اشک آور نزدیک مصلی دیدمش...گفت چهارشنبه بهارستان جلوی مجلس یادتون نره!!! آقا مهدی جان..ببخشید اینها گند زدن به همه چیز...دیگه نماز جمعه رو هم با گاز اشک آور و باتون و بازداشت و کتک منور کردند....الله اکبر های شبانه ما را هم کفر و نفاق می نامند...خداییش اعتراف میکنم، شک کردم بهت که اصلاً هستی یا نه؟ ولی اگر هستی تولدت مبارک باشه..همین!!
سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی
توی دنیا مگه کیا هستند که می گن تو یه روزی میای مگه غیر از شیعیان ایران و یه چند تا کشور شیعه دیگه کسی هست که منتظر تو و فقط تو باشه؟ خب اینجا که کشور اصلی شیعیانه پر از ظلم و جور شده نمیبینی؟ هنوز زوده؟ از این بدتر هم هست میگه...واقعاً بعضی وقتها فکر میکنم...دیگه نمیتونیم شاد باشیم...غم و افسردگی همه مون رو گرفته...اینهمه فیلم از جنایتهای اینها دیدیم...اینهمه مطلب خوندیم و تکان خوردیم..اینهمه ظلم رو خودمون با چشم خودمون دیدیم...به صغیر و کبیر و خودی و غیر خودی ، به هیچکس رحم نمی کنند...بابا مگه ما چی می خواستیم...رای ما رو دزیدند با فتواهای شرعی ..ما اعتراض کردیم ...لت و پارمون کردند ...مهدی ، آقا مهدی همه این جنایتها را به اسم تو کردند...همه این تقلبها و دروغها را د راه دین تو انجام دادند و می دهند . یادمه وقتی توی مدرسه مذهبی م درس میخوندم...معلممون میگفت اگر کسی از شما همین الان بزرگترین آرزوش ظهور امام زمان نیست، شیعه نیست!! من احساس عذاب وجدان می کردم..چون هر کار میکردم خوب خداییش بزرگترین آرزوی زندگیم ظهور شما نبود..(با عرض شرمندگی) حالا از فارغ التحصیلان همون مدرسه هم بازداشت کردند و کتک زدن و حتی یکیشون رو که توی این دادگاه کذایی هم آورده بودنش. آره همون مدرسه که هشتاد نفر دانش آموزش و فارغ التحصیل شهید داده در جریان جنگ و انقلاب...معلم همون مدرسه که همه اش از انقلاب و جمهوری اسلامی و خوبیهاش برامون میگفت...وقتی زیر شعار مرگ بر {...} و گاز اشک آور نزدیک مصلی دیدمش...گفت چهارشنبه بهارستان جلوی مجلس یادتون نره!!! آقا مهدی جان..ببخشید اینها گند زدن به همه چیز...دیگه نماز جمعه رو هم با گاز اشک آور و باتون و بازداشت و کتک منور کردند....الله اکبر های شبانه ما را هم کفر و نفاق می نامند...خداییش اعتراف میکنم، شک کردم بهت که اصلاً هستی یا نه؟ ولی اگر هستی تولدت مبارک باشه..همین!!
سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی
دل ز تنهایی به جان آمد خدا را همدمی
چشم آسایش که دارد از سپهر تیزرو
ساقیا جامی به من ده تا بیاسایم دمی
شنبه، خرداد ۲۳، ۱۳۸۸
مشاهدات من از میدان ولی عصر تا سر زرتشت - ساعت 14:30 تا 15
همین الان از سر زرتشت برگشتم شرکت...خیس عرقم...نیروهای گارد ویژه با حجم زیاد در خیابان ولی عصر مستقر هستند. من و دوستم پیاده به سمت فاطمی راه افتادیم.
گارد ویژه به داخل یک پاساژ حمله کرد که معلوم نبود داخل چه خبر است...چند ثانیه مکث ما مصادف بود بود با تهدید و حمله با باتون..از داخل خیابان کمی بالاتر دوباره به پیاده روی غربی آمدیم و ادامه دادیم...این دفعه گارد ویژه با موتورهای کراس...داخل پیاده رو به ملت حمله ور شده و می زدند. در عین شجاعت!!! به داخل یک مغازه آبمیوه فروشی پناه بردیم و کرکره ها را سریع پایین کشیدیم.
بعد از چند دقیقه بیرون آمده و به پیاده روی ضلع شرقی رفتیم. پمپ بنزین سر زرتشت تعطیل و توسط نیروهای گارد ویژه حمایت می شد.
شیشه های باجه های تلفن شکسته و در پیاده رو قلوه سنگها به چشم میخورد. ...
یک لباس شخصی با ظاهر مریض و ماسک تنفسی جلوی صورت، یهو یقه یک نفر که داشت از صحنه ها با موبایل عکس یا فیلم میگرفت گرفت و نیروها رو صدا کرد ما و چند نفر دیگه نا خودآگاه فریاد زدیم و هو کردیم تا طرف چرخید خوشبحتانه یارو فرار کرد. ولی خب حمله گارد ویژه به افراد داخل پیاده رو شروع شد و ما باز با شجاعت!!! در رفتیم.
شیشه بانک در ضلع شمال شرقی میدان ولیعصر خورد شده بود.
اوضاع به شدت بحرانی است. حداقل 10 آمبولانس آژیر کشان به سمت فاطمی در حرکت بودند.
رسماً در مملکت کودتا شده..مگر کودتا شاخ و دم دارد؟
بوی خون در فضا احساس میشود. یاد جریانات 18 تیر 78 افتادم. خدا عاقبت همه ما را ختم به خیر کند.
گارد ویژه به داخل یک پاساژ حمله کرد که معلوم نبود داخل چه خبر است...چند ثانیه مکث ما مصادف بود بود با تهدید و حمله با باتون..از داخل خیابان کمی بالاتر دوباره به پیاده روی غربی آمدیم و ادامه دادیم...این دفعه گارد ویژه با موتورهای کراس...داخل پیاده رو به ملت حمله ور شده و می زدند. در عین شجاعت!!! به داخل یک مغازه آبمیوه فروشی پناه بردیم و کرکره ها را سریع پایین کشیدیم.
بعد از چند دقیقه بیرون آمده و به پیاده روی ضلع شرقی رفتیم. پمپ بنزین سر زرتشت تعطیل و توسط نیروهای گارد ویژه حمایت می شد.
شیشه های باجه های تلفن شکسته و در پیاده رو قلوه سنگها به چشم میخورد. ...
یک لباس شخصی با ظاهر مریض و ماسک تنفسی جلوی صورت، یهو یقه یک نفر که داشت از صحنه ها با موبایل عکس یا فیلم میگرفت گرفت و نیروها رو صدا کرد ما و چند نفر دیگه نا خودآگاه فریاد زدیم و هو کردیم تا طرف چرخید خوشبحتانه یارو فرار کرد. ولی خب حمله گارد ویژه به افراد داخل پیاده رو شروع شد و ما باز با شجاعت!!! در رفتیم.
شیشه بانک در ضلع شمال شرقی میدان ولیعصر خورد شده بود.
اوضاع به شدت بحرانی است. حداقل 10 آمبولانس آژیر کشان به سمت فاطمی در حرکت بودند.
رسماً در مملکت کودتا شده..مگر کودتا شاخ و دم دارد؟
بوی خون در فضا احساس میشود. یاد جریانات 18 تیر 78 افتادم. خدا عاقبت همه ما را ختم به خیر کند.
سهشنبه، خرداد ۱۹، ۱۳۸۸
هجده خرداد
هجده خرداد برای من همیشه خاطره انگیز بوده.
هجده خرداد 52 متولد شدم
هجده خرداد 80 خاتمی برای بار دوم رئیس جمهور شد
هجده خرداد 84 ایران رفت جام جهانی 2006
هجده خرداد 88 تهران سبز بود.....چیزی که با چشمانم میدیدم باور نمیکردم....صدها هزار نفر در خیابان...تظاهرات مدنی و مسالمت آمیز بدون درگیری فیزیکی با مخالفین
پ.ن.
و اما تلخترین هجده خرداد....سال 82 بود...یک هفته بود که پدرم در کما بود و جشن تولد من بدون حضور او...و پس از این دیگر در هیچ تولدی نبود
هجده خرداد 52 متولد شدم
هجده خرداد 80 خاتمی برای بار دوم رئیس جمهور شد
هجده خرداد 84 ایران رفت جام جهانی 2006
هجده خرداد 88 تهران سبز بود.....چیزی که با چشمانم میدیدم باور نمیکردم....صدها هزار نفر در خیابان...تظاهرات مدنی و مسالمت آمیز بدون درگیری فیزیکی با مخالفین
پ.ن.
و اما تلخترین هجده خرداد....سال 82 بود...یک هفته بود که پدرم در کما بود و جشن تولد من بدون حضور او...و پس از این دیگر در هیچ تولدی نبود
اشتراک در:
پستها (Atom)

